تبلیغات
قلب آبی Daisypath Vacation PicDaisypath Vacation Ticker
قلب آبی

 

به تو تقدیم میكنم تمام احساسات دورنم را كه مشتاقانه تو را طلب میكنند.

به تو تقدیم میكنم لحظه لحظه های دلتنگی ام را كه به وسعت تمام روزهایی

است كه بی تو سركردم.

وبه تو تقدیم میكنم عشق را كه در تپشهای قلبم و دراشتیاق چشمان همیشه

منتظرم یافتم.

**************************************

 

شیرینی دیدار بعداز فراق تو را انتظار میكشم. دوری از تو برایم سخت بود و

 ملال اور اما شیرینی  خنده هایت  تحمل فاصله ها را برایم اسانتر میكرد.     

حالا دیگرنزدیك به توام  وجود نازنینت را حس میكنم  خاطرات تلخ تنهایی و

 روزهای  تكراری و بی كسی ام را دراین شهر از یاد برده ام.   

   اینجا هوایش بوی تو را دارد. هر سو كه مینگرم تورامیبینم كه لبخند به لب

 ایستاده ای و با چشمانت مرا فرامیخوانی همان چشمانی كه شب وروز

هجرانشان رادر اشك نگاهم بر قلبم میریختم. 

چه شبها كه رویای دستان پرمهرت  خواب از چشمانم می روبود و در دل

ظلمت شب تو را فریاد میزدم.

اری نازنینم. قلبم را به توباخته ام.  قلبی كه زخم خورده  دشنه داغ بی وفایی

است  و ابراز علاقه تو مرحمی است  بر دردهای ان.

حلقه عشقت بوسه گاه  لبهای داغ من است         چه ساده عاشقت شدم .

صبورانه میگذرانم این چندروز را تا دوباره  جان بگیرم از دیدار تو.....



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 17 فروردین 1388 توسط نیوشا | نظرات ()

امروز صبح که از خواب بیدار شدی، نگاهت می کردم، امیدوار بودم که با من حرف بزنی، حتی برای چند کلمه، نظرم را بپرسی یا برای اتفاق خوبی که دیروز در زندگی ات افتاد، از من تشکر کنی، اما متوجه شدم که خیلی مشغولی، مشغول انتخاب لباسی که می خواستی بپوشی، وقتی داشتی این طرف و آن طرف می دویدی تا حاضر شوی فکر می کردم چند دقیقه ای وقت داری که بایستی و به من بگویی: "سلام"، اما تو خیلی مشغول بودی، یک بار مجبور شدی منتظر شوی و برای مدت یک ربع ساعت کاری نداشتی جز آنکه روی یک صندلی بنشینی، بعد دیدمت که از جا پریدی، خیال کردم می خواهی چیزی به من بگویی، اما تو به طرف تلفن دویدی و در عوض به دوستت تلفن کردی تا از آخرین شایعات با خبر شوی.
تمام روز با صبوری منتظرت بودم، با آن همه کارهای مختلف گمان می کنم که اصلاً وقت نداشتی با من حرف بزنی، متوجه شدم قبل از نهار هی دور و برت را نگاه می کنی، شاید چون خجالت می کشیدی، سرت را به سوی من خم نکردی!!!
تو به خانه رفتی و به نظر می رسید که هنوز خیلی کارها برای انجام دادن داری، بعد از انجام دادن چند کار، تلویزیون را روشن کردی، نمی دانم تلویزیون را دوست داری یا نه؟ در آن چیزهای زیادی نشان می دهند و تو هر روز مدت زیادی را جلوی آن می گذرانی، در حالی که درباره هیچ چیز فکر نمی کنی و فقط از برنامه هایش لذت می بری، باز هم صبورانه انتظارت را کشیدم و تو در حالی که تلویزیون را نگاه می کردی، شام خوردی و باز هم با من صحبتی نکردی!!!
موقع خواب، فکر می کنم خیلی خسته بودی، بعد از آن که به اعضای خوانواده ات شب به خیر گفتی، به رختخواب رفتی و فوراً به خواب رفتی، نمی دانم که چرا به من شب به خیر نگفتی، اما اشکالی ندارد، آخر مگر صبح به من سلام کردی؟!
هنگامی که به خواب رفتی، صورتت را که خسته تکرار یکنواختی های روزمره بود، را عاشقانه لمس کردم، چقدر مشتاقم که به تو بگویم چطور می توانی زندگی زیباتر و مفیدتر را تجربه کنی...
احتمالاً متوجه نشدی که من همیشه در کنارت و برای کمک به تو آماده ام، من صبورم، بیش از آنچه تو فکرش را می کنی، حتی دلم می خواهد به تو یاد دهم که چطور با دیگران صبور باشی، من آنقدر دوستت دارم که هر روز منتظرت هستم، منتظر یک سر تکان دادن، یک دعا، یک فکر یا گوشه ای از قلبت که به سوی من آید، خیلی سخت است که مکالمه ای یک طرفه داشته باشی، خوب، من باز هم سراسر پر از عشق منتظرت خواهم بود، به امید آنکه شاید فردا کمی هم به من وقت بدهی!
آیا وقت داری که این نامه را برای دیگر عزیزانم بفرستی؟ اگر نه، عیبی ندارد، من می فهمم و سعی می کنم راه دیگری بیابم، من هرگز دست نخواهم کشید...
 
دوستت دارم، روز خوبی داشته باشی...
 
دوست و دوستدارت: خدا


نوشته شده در تاریخ شنبه 14 دی 1387 توسط نیوشا | نظرات ()

سلام. خوبین؟
بازم یه بازارچه خیریه دیگه.
بازم یه بگو بخند دیگه.
بازم یه بخور بخور دیگه.
بازم دیدن دوستان قدیمی و جدید بلاگی.
بازم شاد بودن با تمام وجود.
بازم یه روز پر خاطره.
و بالاخره بارم یه قرار وبلاگی شاد شاد شاد این بار در مراسم شب یلدا.
منتظر دیدن همتون توی این قرار و تبلیغ شما برای این قرار بزرگ توی بلاگتون هستیم.
اینم آدرس وبلاگ قرار با حصور حداقل 6 بلاگر غرفه دار در غرفه آلوچه و لواشك (حامی بلاگ)
http://hami83.persianblog.ir
و اینم سایت موسسه خیریه پیام امید برگزار كننده اصلی لین فستیوال خیریه بزرگ سال :
http://payamomid.com

دوستان عزیز لینك به وبلاگ قرار فراموش نشه تا دیر نشده. همه دعوتین و میتونین دوستاتونو دعوت كنین.



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 27 آذر 1387 توسط نیوشا | نظرات ()

از میان ضرب‌المثل‌های ملل مختلف و همین طور سخنان شخصیت‌های بزرگ جهان پیرامون ازدواج سی و یک مورد را انتخاب كرده‌ایم. بسیاری از این حرف‌ها جنبه شوخی و مزاح دارد اما تعداد دیگری از آنها شاید وصف حال من و شما باشد! همین طور قسمت دیگری از این گفته‌ها می تواند برای عده‌ای حكم كلید راهنما را داشته باشد.

 

1-هنگام ازدواج بیشتر با گوش‌هایت مشورت كن تا با چشم‌هایت. (ضرب‌المثل آلمانی)

2- مردی كه به خاطر "پول " زن می‌‌گیرد، به نوكری می‌رود. (ضرب‌المثل فرانسوی )

3- لیاقت داماد، به قدرت بازوی اوست. (‌ضرب‌المثل چینی)

4- زنی سعادتمند است كه مطیع "شوهر" باشد. (ضرب‌المثل یونانی)

5- زن عاقل با داماد "بی‌پول " خوب می‌سازد. (ضرب‌المثل انگلیسی)

6- زن مطیع فرمانروای قلب شوهر است. (ضرب‌المثل انگلیسی)

7- زن و شوهر اگر یكدیگر را بخواهند در كلبه‌ی خرابه هم زندگی می‌كنند. (ضرب‌المثل آلمانی)

8- داماد زشت و با شخصیت به از داماد خوش‌صورت و بی‌لیاقت. (ضرب‌المثل لهستانی)

9- دختر عاقل، جوان فقیر را به پیرمرد ثروتمند ترجیح می‌دهد. (ضرب‌المثل ایتالیایی)

10- داماد كه نشدی از یك شب شادمانی و عمری بداخلاقی محروم گشته‌ای. (ضرب‌المثل فرانسوی)

11- دو نوع زن وجود دارد؛ با یكی ثروتمند می‌شوی و با دیگری فقیر. (ضرب‌المثل ایتالیایی)

12- در موقع خرید پارچه حاشیه آن را خوب نگاه كن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقیق كن. (ضرب‌المثل آذربایجانی)

13- برای یافتن زن می‌ارزد كه یك كفش بیشتر پاره كنی. (ضرب‌المثل چینی)

14- تاك را از خاك خوب و دختر را از مادر خوب و اصیل انتخاب كن. (ضرب‌المثل چینی)

15- اگر خواستی اختیار شوهرت را در دست بگیری اختیار شكمش را در دست بگیر. (ضرب‌المثل اسپانیایی)

16- اگر زنی خواست كه تو به خاطر پول همسرش شوی با او ازدواج كن اما پولت را از او دور نگه‌دار. (ضرب‌المثل تركی)

17- ازدواج مقدس‌ترین قراردادها محسوب می‌شود. (ماری آمپر)

18- ازدواج مثل یك هندوانه است كه گاهی خوب می‌شود و گاهی هم بسیار بد. (ضرب‌المثل اسپانیایی)

19- ازدواج، زودش اشتباهی بزرگ و دیرش اشتباه بزرگتری است. (ضرب‌المثل فرانسوی)

20- ازدواج كردن و ازدواج نكردن هر دو موجب پشیمانی است. (سقراط)

21- ازدواج مثل اجرای یك نقشه جنگی است كه اگر در آن فقط یك اشتباه صورت بگیرد جبرانش غیرممكن خواهد بود. (بورنز)

22- ازدواجی كه به خاطر پول صورت گیرد، برای پول هم از بین می‌رود. (رولاند)

23- ازدواج همیشه به عشق پایان داده است. (ناپلئون)

24- اگر كسی در انتخاب همسرش دقت نكند، دو نفر را بدبخت كرده است. (محمد حجازی)

25- انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نیست، ولی می‌توانیم مادر شوهر و مادر زنمان را خودمان انتخاب كنیم. (خانم پرل باك)

26- با زنی ازدواج كنید كه اگر "مرد " بود، بهترین دوست شما می‌شد . (بردون)

27- با همسر خود مثل یك كتاب رفتار كنید و فصل‌های خسته‌كننده او را اصلاً نخوانید. (سونی اسمارت)

28- برای یك زندگی سعادتمندانه، مرد باید "كر" باشد و زن "لال". (سر وانتس)

29- ازدواج بیشتر از رفتن به جنگ "شجاعت" می‌خواهد. (كریستین)

30- تا یك سال بعد از ازدواج، مرد و زن زشتی‌های یكدیگر را نمی‌بینند. (اسمایلز)

31- پیش از ازدواج چشم‌هایتان را باز كنید و بعد از ازدواج آنها را روی هم بگذارید. (فرانكلین)





طبقه بندی: عمومی، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1 مهر 1387 توسط نیوشا | نظرات ()

1-در شهر خرم آباد از استان لرستان:شرایط عبارتند از:

*داشتن باشگاه بدنسازی

*داشتن حداقل یک مقام نائب قهرمانی در مسابقات قویترین مردان ایران

*داشتن عکس یادگاری و امضا از فرامرز خود نگار و محراب فاطمی

*بازگرداندن کمک های مردمی مفقود شده در زلزله بم به مسئولان ذیربط!!!

*نکته:در صورتی که عضلات شکم شش طبقه باشند امتیاز ویژه محسوب خواهد شد!(5 امتیاز)

 

 

2-شهر تبریز از استان آذربایجان غربی.شرایط عبارتند از:

*تلفظ حرف ق

*ادای کلمات قلقلک و قوز بالای قوز بدون کوچکترین اشتباه!

*دانستن جواب مسئله 2 X2 از لحاظ مختلف

*بلد بودن جک های متعدد درباره بچه های تهران

*داشتن مدال لیاقت و شجاعت از اداره فرهنگ و هنر تبریز جهت بستن بمب به کمر و منفجر کردن کامیون حامل جک های صادراتی تبریز به استان های همجوار.

 

3-شهر زاهدان از استان سیستان و بلوچستان.شرایط عبارتند از:

*توانایی قورت دادن سه کیلو تریاک

*توانایی عبور 20 کیلو محموله مواد مخدر از جلوی مأموران مرزبانی

*داشتن مزرعه خشخاش

*آشنایی دیرینه با عبدالقمر خان قاچاقچی پاکستانی

*دارای رفت و آمد خانوادگی با جمشید هاشم پور!

 

4-شهر رشت از استان گیلان.شرایط عبارتند از:

*داشتن رو حیه مهمان نوازی!

*داشتن روحیه مهمان نوازی!

*داشتن روحیه مهمان نوازی!

*.......

 

5-شهر قزوین از استان قزوین.شرایط عبارتند از:

*نداشتن چشم طمع به برادر همسر!

*توانایی خم شدن و استقامت در وسط شهر قزوین!

*[...] و [...]

 

6-شهر اصفهان از استان اصفهان.شرایط عبارتند از:

*خوردن موز به صورت دو بار در هفته!
*دست و دلباز بودن

*داشتن حداقل سه بار سابقه دعوت دوستان به شام یا نهار و یا یکبار برگزاری مهمانی فامیلی

*ننازیدن به سی و سه پل و سایر ابنیه تاریخی!

*راستگویی و صداقت!!!

 

7-شهر های سنندج و کرمانشاه از استان های کردستان و کرمانشاه.شرایط عبارتند از:

*توانایی پوشیدن شلوار استرج و تنگ به مدت 24 ساعت

*نداشتن سیبیل

*تعهد به خاک ایران و نداشتن ادعای استقلال طلبی!

*نداشتن سابقه دعوا و قلدری

*نبریدن سر نویسنده این مطلب!!!

 

8-شهر آبادان از استان خوزستان.شرایط عبارتند از:

*کوتاه کردن پشت مو و استفاده از عینک آفتابی فقط در صورت لزوم و زیر آفتاب!

*پوشیدن پیراهن و شلوار سفید

*نداشتن هیچ گونه ادعا نسبت به همنشینی با راکی-رامبو-جکی چان-بروسلی و بیل کلینتون

*نداشتن هیچ گونه ادعای مالکیت نسبت به برج ایفل â €"برج پیزا-مجسمه آزادی و برج میلاد! 

*داشتن روحیه راستگویی و حقیقت طلبی(یعنی زیاد لاف نیاد)

 

9-شهر یزد از استان یزد.شرایط عبارتند از:

*توانایی زیستن در آب و هوای خوش.

*آشنایی با اشیائی چون چمن-سبزه-قناری و سایر موجودات زنده ساکن مناطق خوش آب وهوا

*نداشتن روحیه آب زیر کاه و رندی

*ادای حرف های خ و ق بدون تشدید

 

10-شهر تهران از استان تهران.شرایط عبارتند از:

*داشتن تنها دو دوست دختر

*آشنا نبودن با معنی و مفهوم کلمات دودره-تلکه-تیغیدن و ....

*داشتن روحیه جوانمردی

*مرد بودن!




طبقه بندی: عمومی، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 24 تیر 1387 توسط نیوشا | نظرات ()
موضوع انشاء:فایده گاو بودن را بنویسید.
 
با سلام خدمت معلم عزیزم و عرض تشکر از زحمات بی دریغ اولیاء و مربیان مدرسه که در تربیت ما بسیار زحمت میکشند و اگر آنها نبودند معلوم نبود ما الان کجا بودیم.
 اکنون قلم به دست میگیرم و انشای خود را آغاز میکنم.
  
البته واضح­ و مبرهن است که اگر به اطراف خود بنگریم در میابیم که گاو بودن فواید زیادی دارد.من مقداری در این مورد فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که مهمترین فایده ی گاو بودن این است که آدم دیگر آدم نیست. بلکه گاو است.
هرچند که نتیجه گیری باید در آخر انشاء باشد.
 بیایید یک لحظه فکر کنیم که ما گاویم.ببینیم چقدر گاو بودن فایده دارد. مثلا در مورد همین ازدواج که این همه الان دارند راجع به آن برنامه هزار راه رفته و نرفته و برگشته و... درست میکنند.هیچ گاو مادری نگران ترشیده شدن گوساله اش نیست. همچنین ناراحت نیست اگر فردا پسرش زن برد، عروسش پسرش را از چنگش در می آورد
 
وقتی گاوی که پدر خانواده است میخواهد دخترش را شوهر دهد ،نگران جهیزیه اش نیست ..
نگران نیست که بین فامیل و همسایه آبرو دارند.مجبور نیست به خاطر این که پول جهاز دخترش را تهیه نماید، برای صاحبش زمین اضافه شخم بزند یا بدتر از آن پاچه خواری کند.گوساله های ماده مجبور نیستند که با هزار دوز و کلک دل گوساله های نر را به دست بیاورند تا به خواستگاریشان بیایند، چون آنها آنقدر گاو هستند که به خواستگاری انها بروند، از طرفی هیچ گوساله ماده ای نمیگوید که فعلا قصد ازدواج نداردو میخواهد ادامه تحصیل دهد.تازه وقتی هم که عروسی میکنند اینهمه بیا برو،
بعله  برون،خواستگاری ، مهریه ، نامزدی، زیر لفظی،حنابندان عروسی ،پاتختی،روتختی، زیر تختی، ماه عسل ،ماه..زهر، طلاق و طلاق کشی و... ندارند. گاوها حیوانات نجیب و سر به زیری هستند.
آنها چشمهای سیاه و درشت و خوشگلی دارند.
 
شاعر در این باره میگوید:
سیه چشمون چرا تو نگات دیگه اون همه صفا نیست
سیه چشمون بگو نکنه دلت دیگه پیش ما نیست
هیچ گاوی نگران کرایه خانه اش نیست.نگران نیست نکند از کار اخراجش کنند.گاوها آنقدر عاقلند که میدانند بهترین سالهای عمرشان را نباید پشت کنکور بگذرانند ..
گاوها بخاطر چشم و همچشمی دماغشان را عمل نمی کنند. شما تا حالا دیده اید گاوی دماغش را چسب بزند؟شما تا حالا دیده اید گاوی خط چشم بکشد؟
گاوها حبوانات مفیدی هستندو انگل جامعه نیستند.شما تا کنون یک گاو معتاد دیده اید؟
گاوی دیده اید که سر کوچه بایستد و مزاحم ناموس مردم  شود؟ آخر گاوها خودشان خواهر و مادر دارند.
ما از شیر،گوشت، پوست، حتی روده و معده ی گاو استفاده میکنیم. اقای طاعتی زاده معلم خوب ­حرفه و فن ما گفته که از بعضی جاهای گاو در تهیه همین لوازم آرایش خانم ها_که البته زشت است_ استفاده میشود.
ما حتی از دستشویی بزرگ (پشگل) گاو هم استفاده میکنیم.
 
تا حالا شما گاو بیکار دیده اید؟ آیا دیده اید گاوی زیر آب گاو دیگری را پیش صاحبش بزند؟تا حالا دیده اید گاوی غیبت گاو دیگری را بکند؟آیا تا بحال دیده اید گاوی زنش را کتک بزند یا گاو ماده ای شوهر خواهرش را به رخ شوهرش بکشد؟و مثلا بگوید از آقای فلانی یاد بگیر.آخر توهم گاوی؟! فلانی گاو است بین گاوها.
 
تازه گاوها نیاز به ماشین ندارند تا بابت ماشین 12 میلیون پول بدهند و با هزار پارتی بازی ماشینشان را تحویل بگیرند و آخرش هم وسط جاده یه هویی ماشینشان آتش بگیرد.هیچ گاوی آنقدر گاو نیست که قلب دیگری را بشکند.البته شاعر باز هم در این مورد شعری فرموده است:
 
 گمون کردی تو دستات یه اسیرم
دیگه قلبم رواز تو پس میگیرم
  
 دیده اید گاو نری به خاطربه دست آوردن ثروت پدر گاو ماده به او بگوید:عاشقت هستم"!!سرت سر شیر است و دمت دم پلنگ !! دیده اید گاو پدری دخترش را کتک بزند!؟
گاو ها در جامعه شان فقر ندارند ..گاوها اختلاف طبقاتی ندارند.دخترانشان به خاطر وضع بد خانواده خود فروشی نمیکنند.
آنها شرمنده زن و بچه شان نمیشوند.رویشان را با سیلی سرخ نگه نمیدارند.هیچ گاوی غصه ی گاوهای دیگر را نمیخورد.

هیچ گاوی خیانت نمیکند. هیچ گاوی دل گاودیگر را نمیشکند.هیچ گاوی دروغ نمیگوید ..هیچ گاوی آنقدر علف نمیخورد که از فرط پرخوری مجبور شود روی آن همه علف یک آفتابه عرق سگی بخورد و بعدش راه بیفتد توی کوچه خیابان در حالی که گاو طویله کناریشان از گرسنگی شیر نداشته باشد تا به گوساله اش شیر بدهد.هیچ گاوی همجنس بازی نمیکند.
هیچ گاوی غمباد نمیگیرد.هیچ گاوی رشوه نمیگیرد.هیچ گاوی اختلاس نمیکند. هیچ گاوی آبروی دیگری را نمیریزد. هیچ گاوی گاو دیگر را نمیکشد  ..هیچ گاوی...
 
اگر بخواهم در مورد فواید گاو بودن بگویم، دیگر زنگ انشاء میخورد و نوبت بقیه نمی شود که انشایشان را بخوانند.
اما به نظر من مهمترین فایده گاو بودن این است که دیگر آدم نیستید...
لباس ما از گاو است ، غذایمان از گاو ، شیر و پنیر و کره و خامه ...همه از گاو..
 ولی...هیچ گاوی نگفت: من گفت :ما... 
 




طبقه بندی: عمومی، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 29 فروردین 1387 توسط نیوشا | نظرات ()

عاشق آن نیست که از کوچه خیابان گذرد

عاشق آن است که در عشق زجان می گذرد

تقدیم به امید زندگانی ام، تقدیم به شکوه شب و شکوه مهتاب، تقدیم به اشکهای

سوزان روی کوه گونه هایت ، تقدیم به خنده های دلنشینت و نگاه

های پنهانت .

تقدیم به تو ای خیال من.ای آسمان قلبم و ای سرچشمه ی الهام من.تقدیم به تو

ای محبوب ترین قلبم.

تقدیم به تو که یادت از فکر من ، عشقت در قلب من ، و نگاهت همیشه در

ذهن من ماندگار و عطر مهربانیت همیشه در وجودم جاریست .

در دادگاه عشق ... قسمم قلبم بود. وکیلم دلم و حضار جمعی از عاشقان و

دلسوختگان . قاضی نامم را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام

کرد و سپس محکوم شدم به تنهایی و مرگ . کنار چوبیه دار از من خواستند

تا اخرین خواسته ام را بگویم و ومن گفتم : به تو بگویند ... 

دوستت دارم smilie

SmileySmileySmileySmileySmileySmileySmileySmileySmileySmileySmileySmileySmileySmileySmileySmileySmileySmileySmileySmiley

SmileySmileySmileySmileySmileySmileySmileySmileySmileySmileySmileySmileySmileySmileySmileySmileySmiley

SmileySmileySmileySmileySmileySmileySmileySmileySmileySmileySmileySmiley

SmileySmileySmileySmileySmileySmileySmileySmileySmiley

Happy Happy

Valentine's Day

To Everybodyyyyyyy

SmileySmileySmileySmileySmileySmileySmileySmileySmileySmileySmileySmileySmileySmileySmileySmileySmileySmileySmiley

SmileySmileySmileySmileySmileySmileySmileySmileySmileySmileySmileySmileySmileySmileySmiley

SmileySmileySmileySmileySmileySmileySmileySmileySmileySmiley

SmileySmileySmileySmileySmiley




طبقه بندی: عمومی، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 25 بهمن 1386 توسط نیوشا | نظرات ()

مرد ثروتمندی پسربچه ی کوچکش را به روستایی برد تا به او نشان دهد مردمی که در آنجا زندگی می کنند چه اندازه فقیرند تا او قدر نعمتهایی را که در شهر دارد بیشتر بداند.

آندو یک شبانه روز در خانه ی محقر یک روستایی مهمان بودند. در راه بازگشت مرد از پسرش پرسید:

- نظرت راجع به سفرمان چه بود؟

- عالی بود پدر!

-آیا به زندگی آنها توجه کردی؟

-کاملا پدر!

و پدر پرسید: چه چیز از این سفر آموختی؟

پسر کمی اندیشید و سپس به آرامی گفت : 

-فهمیدم که ما در خانه یک فواره داریم و آنها رودخانه ای دارند که بی نهایت است. ما در حیاطمان چندین فانوس تزئینی داریم و آنها ستارگان بی شماری دارند. خانه ی ما دیوارهایش محدود است اما باغ آنها بینهایت است!

با شنیدن حرفهای پسر زبان مرد بند آمده بود.

پسر افزود: ممنونم پدر!تو به من نشان دادی که به راستی ما چقدر فقیریم!

***

عشق یعنی خلوت عاشق به شب، جانماز نیمه باز عشق یعنی لحظه ی تكبیر روح، جسم خاكی غرق در احرام نور عشق یعنی اشك توبه در قنوت، خواندنش با نام غفارالذنوب عشق یعنی چشمها هم در ركوع، شرمگین از نام ستارالعیوب عشق یعنی سر سجود و دل سجود، ذكر یارب یارب از عمق وجود عشق یعنی لحظه ی ناب دعا، التماس دیدن رخسار یار!

 




طبقه بندی: عمومی، 

نوشته شده در تاریخ جمعه 16 شهریور 1386 توسط نیوشا | نظرات ()
(تعداد کل صفحات:2)      1   2  

درباره وبلاگ
موضوعات
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :